به گزارش خبرآنلاین، در جایگاه ویژه مهمانان حرم مطهر امام خمینی (ره)، هنگامی که مقام معظم رهبری در حال سخنرانی بودند، به ترتیب سیدحسن خمینی، آیتالله مهدوی کنی، محمود احمدینژاد، آیتالله صادق لاریجانی، آیتالله هاشمی رفسنجانی، آیتالله محمود هاشمی شاهرودی، حجتالاسلام احمد جنتی، علی لاریجانی، آیت الله بجنوردی، محمدرضا رحیمی و... نشسته بودند.
جمعی از وزرای دولت از جمله وزرای امورخارجه، کشور، آموزش و پرورش و.... برخی معاونین رئیسجمهور از جمله معاون برنامه ریزی و راهبردی و رئیس سازمان انرژی اتمی نیز حضور داشتند. از میان فرماندهان نظامی نیز سردار جعفری، سردار قاسم سلیمانی و ... در ردیف مهمانان ویژه حضور داشتند.
برخی از نوههای بنیانگذار انقلاب، سید یاسر و سیدعلی خمینی و علی اشراقی نیز حضور داشتند.
چهرههای دیگری همچون محمدباقر قالیباف، آیتالله ریشهری، مجیدانصاری، سعید مرتضوی و ... نیز در میان مهمانان دیده میشدند.
اسفندیار در داستان های ایرانی شخصیت دوگانه ای یافته است و میان زشت و زیبا و بد و خوب می گردد. گاه همانند پیامبری به بازسازی فرهنگ دینی زمانه خود می پردازد و می کوشد تا به زعم خود "بهترین دین " را به جامعه نشان دهد و آثار شرک و دوگانه پرستی را بزداید و گاه به حکم هوس حکومتی به جنگ سرداری می رود که حافظ دین و آیین و امنیت کشور است و در دام توطئه شاه پدر می افتد.
طبق داستان؛ او به حکم ایزدی در چشمه ای فرو رفته تا رویین تن شود ولی در هنگامه فرو رفتن در این چشمه چشم هایش را بست و آب چشم آن را در بر نگرفت و این نقطه ضعف و ناتوانی اسفندیار شد.
به گزارش صراط نیوز در ادامه این مطلب آمده است: در داستان اسفندیار چشم آسیب پذیر عضو اوست که رویین تن نشده است و از این راه می توان به این موجود رویین تن ضربه و اسیب رساند. امری که بیانگر ضعف و ناتوانی بشر و راه آسیب پذیری اوست.
در مدل یونانی نیز، با پهلوانی رو به رو هستیم به نام آشیل که پاشنه اش به آب نرسید و آن بخش رویین نشد و به مرکز آسیب او بدل گردید.
"چشم اسفندیار" و "پاشنه آشیل" مفاهیمی هستند که در ادبیات سیاسی هم وارد شده که در هنگام طرح ریزی دشمن محور، همواره دشمن را به مثابه بدن انسان در نظر می گیرند و بعد از شناسایی نقطه ضعف آن، به طراحی عملیاتی برای حمله به آن موضع می پردازند.
اگر جریان انحرافی که در دولت رسوخ کرده را دشمن اسلام و نظام در نظر بگیریم، مبتنی بر دکترین "چشم اسفندیار" بایستی در مرحله اول آن جریان را آسیب شناسی و نقطه ضعف آن را شناسایی کرد و در مرحله دوم به بررسی راههای کم هزینه که بیشترین تاثیر را در ضربه زدن به نقطه ضعف جریان انحرافی دارند پرداخت.
روشهای موجود برای ضربه زدن به جریان انحرافی متنفذ در دولت(اصولگرا!) به شرح ذیل است:
نکته: روشهای ارائه شده فارغ از تبعات ممکن و هزینه احتمالی آن است و ترتیب آنها بدون اولویت خاصی می باشد.
1- قطع منابع مالی :
اسفندیار به عنوان "مغز جریان انحرافی" که سیاست گذاری هایش مبتنی بر دین خود تعریف می باشد و توهمات و منویاتش ظرفیت کافی را برای جذب انرژی های(عمرانی -مالی-نیروی انسانی) خودجوش و مردمی را ندارد، بایستی به بیت المال چنگ زده تا از این طریق به جذب انرژی های لازم و عملیاتی کردن طرح های خود بپردازد.
2- افشاگری :
به گفته برخی کارشناسان، افشاگری جریانی که با تکیه بر آرای مردم زنده است، می تواند آن جریان را از حیز انتفاع خارج کند. البته بایستی در این افشاگری به مطالبی پرداخته شود که فصل مشترک تمام علقه های سیاسی و اعتقادی مردم مانند فساد مالی، اخلاقی و... است.
3- دستگیری اذناب :
مغز جریان انحرافی برای پیشبرد اهداف خود نیاز به عوامل تصمیم ساز و تصمیم گیر دارد. یقینا دستگیری این عوامل می تواند سرعت طراحی و اجرای مقاصد شوم را کند و یا ساقط کند. البته در این مدت بازداشت عوامل تصمیم ساز (رمالانی مانند غفاری) توانسته ضربه مهلکی به جریان انحرافی وارد سازد اما باید عوامل تصمیم گیر مانند بقایی، ملک زاده، فقیه،عامری و... را در دستور کار قرار داد تا هرچه زودتر بازوان اجرایی این جریان نیز فلج شود.
4- استیضاح رسمی :
از آنجایی که به گفته صاحبنظران، شخص رئیس جمهور فردی معاند نیست، اهرم فشاری مانند مجلس و راهکار سوال از رئیس جمهور در صحن علنی مجلس می تواند وی را وادار به عقب نشینی کند و می توان با دست خود احمدی نژاد این جریان را گوشه نشین کرد.
5- استیضاح مردمی :
احمدی نژاد خود به این امر واقف است که اولین و آخرین منشا مقبولیت وی، پایگاه مردمی است پس اگر مردم در سفرهای استانی، خواهان کنار گذاشتن "مغز جریان انحرافی" توسط رئیس جمهور شوند بایستی در راستای احترام به رای مردم این امر را عملی کند و گرنه در سفرهای آتی عدم مقبولیت گریبان گیر وی خواهد شد.
6- دستگیری اسفندیار :
و اما بهترین و کامل ترین راه؛
در 5 روش اول، بایستی حداقل دو روش را همزمان اجرا کرد که ضمانتی هم برای کارکرد نهایی آنها یعنی زوال جریان انحرافی وجود ندارد زیرا بنا به یک ضرب المثل قدیمی "باید از صاحب سگ ترسید و نه خود سگ". تا وقتی که "مغز جریان انحرافی" یعنی اسفندیار آزادانه به تربیت نیرو و جذب جوانان بی تجربه (به واسطه انتصاب های کلان) می پردازد نمی توان از ادامه این جریان انحرافی اعلام امیدواری کرد.
بهترین و نهایی ترین روش برای کور کردن چشم اسفندیار و فتنه جدید، دستگیری شخص "اسفندیار ر م" است که در این راستا مردم باید توسط دادستان عمومی از قوه قضاییه بخواهند که با بازداشت و محاکمه مشایی، از پیشرفت جریان انحرافی و اغوای جوانان نظام اسلامی جلوگیری به عمل آید.
به گزارش خبرآنلاین در مجله همشهری ماه ادعاهای عجیب یک فالگیر سیاسی درباره برخی ارتباط فالگیران با دولتمردان اشارههایی شده است.
در این مصاحبه فالگیر سیاسی مدعی شده «آقای... انرژی درمان قهاری است و به همین دلیل احمدینژاد او را به همه چیز ترجیح داده است. آقای «ر. م» آدم توانمند و ماهری در انرژی درمانی است. او میتواند به راحتی درون آدمها را بخواند. در ادامه این مصاحبه آمده؛ «در بین سیاستمداران این مسئله وجود دارد چرا تخم مرغ از یه زار به ۲۵۰ تومان رسیده و چند برابر شده است همه معترض هستند و داد و بیداد راه میاندازند مخالفت میکنند اما در آخر هیچ کس اعتراض نمیکند. چون هر روز صبح در سد کرج و لتیان دعا میریزند. دعای دهان بند.»
/2727
علی پیرولی: سیر صعودی سطح عمومی قیمت ها بار دیگر آغاز شده است. گزارش های رسمی بانک مرکزی این را می گوید، زمانی که بر خلاف وعده مسوولان نرخ تورم در یک حرکتی صعودی از 14 درصد هم می گذرد، طبیعی است که ترس عمومی از سایه محدودیت های بیشتر بر دخل و خرج خانوارها افزایش می یابد. آن هم در سالی که برخی منتقدان دولت نرخ تورم بالای 50 درصد را برای آن پیش بینی کرده بودند.

محمود احمدی نژاد با تاکید بر همدلی و همراهی ملت ایران با ملتهای منطقه و ملت مصر اظهار داشت: دو ملت از اشتراکات فراوانی برخوردار هستند و هر دو موحد و به دنبال یگانهپرستی و استقرار عدالت و آزادی حقیقی و سرافرازی برای ملتها بوده و با هر نوع تحقیر و ذلت مخالف هستند .
اهم سخنان رییس جمهور در ادامه می آید:
/27219
حمدي نژاد هدف اصلي در مبارزه با مفاسد را اصلاح خود دولت دانست و گفت: هدف برخورد با بازار كار يا سرمايه نيست و آقايان نبايد مغالطه كنند .رييس جمهوري گفت: من اگر كل آبرو و حتي جانم را بر سر اين راه بگذارم، اين راه را در حد توان خود، خواهم رفت تا بتوانم به خدا و رسولش و به امام و شهيدان،پاسخگو باشم.
به گزارش صراط نيوز، چندي است كه رسانه هاي كشور از انتشار پي درپي اخبار بعضي از مفاسد اقتصادي جريان انحرافي آكنده شده وتقريبا هر روز برگ تازه ايي از اين دفتر ورق مي خورد.
يكي از پرونده هاي مطرح فساد اقتصادي اين جريان كه به تعبير رييس قوه قضاييه در مفاسد اقتصادي "غوطه ور" است ، پرونده ايي است كه به پروژه تالارهاي بين المللي كيش مشهور شده كه در جريان آن ساخت سالن اجلاس سران عدم تعهد در جزيره كيش در توافقنامه ايي به ارزش دستكم 400 ميليارد تومان بدون برگزاري مناقصه و بدون انجام تشريفات ترك مناقصه با اعمال نفوذ سرپرست فعلي و قبلي نهاد رياست جمهوري به شركتي كه تنها دو روز از تاسيس آن با سرمايه اوليه يك ميليون تومان مي گذشته ، واگذار شده است.
بنابراين گزارش ، در پي بالا گرفتن انتقادات از مشايي و بقايي بخاطر نقش آنها در واگذاري خارج از ضابطه و غير قانوني اين پروژه و ابهامات متعدد آن و انتشار پي در پي اسناد مربوطه توسط رسانه ها، هفته گذشته رييس جمهور در مراسم توديع و معارفه روساي قبلي و جديد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ضمن سخناني در دفاع از بقايي منتقدان رفتارهاي غير قانوني انجام شده در اعطاي مجوز توسط سرپرست قبلي و جديد نهاد رياست جمهوري را عده ايي"عقب افتاده " ناميد.
باتوجه به اين سخن رييس جمهور كه تعجب و حيرت بسياري از دلسوزان و حاميان واقعي دكتر احمدي نژاد را برانگيخت ، مرور سخنان احمدي نژاد درسال اول رياست جمهوري درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي، زماني كه هنوز نقش مشايي و نفوذ وي در دولت در حد كنوني نبود و اساسا خبري هم از بقايي به گوش نمي رسيد و بسياري از اخراجيهاي كنوني دولت جز حلقه ياران نزديك دكتر احمدي نژاد بودند، خالي از لطف نيست.
به گزارش صراط نيوز رئوس مطالب مطرح شده توسط احمدي نژاد در تاريخ 9 آذر 1384 به شرح زير است:
محمود احمدي نژاد رييس جمهوري گفت كه شفافيت اقتصادي و سلامت دولت، بسترسازي براي جذب سرمايههاست .
رييس جمهوري در پاسخ به برخي ادعاها كه شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي، باعث فرار سرمايهها ميشود، گفت: اگر فقط شعار باشد و شعارش هم نه ضد فساد بلكه ضد كار و توليد و سرمايه باشد حق با آنهاست،اما اگر صحبت از نفي فساد اداري باشد و واقعا به اين شعار، عمل كنيم، اين باعث جذب سرمايههاي داخلي و خارجي ميشود .
احمدي نژاد هدف اصلي در مبارزه با مفاسد را اصلاح خود دولت دانست و گفت: هدف برخورد با بازار كار يا سرمايه نيست و آقايان نبايد مغالطه كنند .
رييس جمهوري با انتقاد از اينكه در اين خصوص به يكباره صورت مساله عوض شده است، گفت: ما ميگوييم بايد با اصلاح قوانين و با نظارت صحيحتر، با مفاسد دولتي و اختلاس، مبارزه كنيم و عدهاي صحبت از فرار سرمايهها ميكنند؟
احمدي نژاد گفت:هزاران انسان كارآفرين و مدير و ثروتمندهاي متوسط يا حتي بالاتر از متوسط داريم كه به علت عدم اعتماد به سلامت دولت ترجيح ميدهند كه سرمايه هايشان را وارد كار مثبت اقتصادي نكنند. احمدي نژاد گفت: اگر شما با مفاسد اقتصادي در ادارات دولتي مبارزه نكنيد، آنها پولشان را وارد كار مثبت صنعتي يا كشاورزي نميكنند. فساد اقتصادي، بزرگترين عامل فرار سرمايهها است و مبارزه با اين مفاسد، روش اصلي براي ايجاد "امنيت اقتصادي" است و من تعجب ميكنم كه واضحات، انكار ميشود .
احمدي نژاد افزود: البته ميپذيريم كه عدالت خواهي و مبارزه با فساد، هم عزم انقلابي كافي و خطرپذيري و هم عقل و درايت و برنامهريزي ميخواهد و هيچ يك بدون ديگري كافي نيست .
رييس جمهوري اضافه كرد: من اگر كل آبرو و حتي جانم را بر سر اين راه بگذارم، اين راه را در حد توان خود، خواهم رفت تا بتوانم به خدا و رسولش و به امام و شهيدان،پاسخگو باشم. اين هم تكليف شرعي ماست و هم هدف استراتژيك ماست و از همه ميخواهيم كه به ما كمك كنند و ميدانم كه راه بسيار بسيار سختي خواهد بود ولي خداوند بزرگ است و او با عدالت خواهان است .
محمود احمدی نژاد قبل از ظهر امروز (سهشنبه) در گردهمایی فصلی استانداران سراسر کشور
صراط" - پس از آنکه شکوری راد موضوع ارتباط محافل ضدانقلاب با جریان انحرافی را مطرح کرد، این محافل در روز های اخیر به صورت هماهنگ گزارش هایی درباره بازداشت سرکرده جریان انحرافی منتشر کرده اند.

پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری گزارش داد نشست خبری رییس جمهور با اصحاب رسانههای داخلی و خارجی که قرار بود روز دهم خرداد برگزار شود به سه شنبه هفته آینده (هفدهم خرداد) موکول شد.
رییس جمهور در این کنفرانس خبری قرار است به سوالات خبرنگاران داخلی و خارجی درباره مهمترین مسایل منطقهای و بینالمللی
دروغ تحویل دهد/
خبرگزاري فارس: عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري گفت: دشمن اميدوار است از طريق فشارهاي اقتصادي مردم را دلسرد كند و به نظام ضربه بزند؛ لذا يكي از برنامههاي جاسوسان دستگير شده اخير اين بود كه از راه زمينهسازي براي ايجاد نارضايتي در مردم در حوزه اقتصادي تلاش كنند.


به گزارش خبرآنلاین، علی لاریجانی در نطق صبح امروز خود با اشاره به دیدار نمایندگن با مقام معظم رهبری، این دیدار را پر دستاورد خواند و گفت: ما سخنان ایشان را مبنای عمل خویش در آینده قرار می دهیم.
به گفته وی، ستایش عملکرد مجلس هشتم از سوی رهبری انقلاب، پشتوانه موثری برای ادامه فعالیت نمایندگان خواهد بود.
رئیس مجلس افزود: برخلاف آنچه که در برخی اظهارات «خرد نگری» و «منطقه گرایی» را به مجلس منتسب میکنند، ستون فقرات مجلس را مسائل ملی و کلان کشورتشکیل میدهد.
لاریجانی ادامه داد: حضرت آیت الله خامنهای قانون را فصل الخطاب دانستند و همگان مخصوصا دولت را به اجرای قانون امر کردند. البته مراعات اجرائیات هم توضیح مشخصی بود که نمایندگان در تصویب قوانین به آن توجه خواهند کرد.
رئیس مجلس تاکید کرد: پس از بیان اتمام حجت ایشان، تخطی از قانون بهانه پذیر نبود و قابل اغماض نیست.
وی با اشاره به تاکیدات رهبری بر رعایت تقوای جمعی خاطر نشان کرد: پرهیز از غیبت و تهمت و افترا گام اولیه مقوله تقوای جمعی است. بسیاری از درگیریها و مشاجرات کنونی میان احزاب و گروهها به دلیل عدم رعایت این تقوا است.
به گفته وی، تذکر رهبری در این قالب نیاز به بازنگری در مراودات داخل تشکیلات و احزاب را نمایان میکند و باید مبنای رفتاری کسانی قرار بگیرد که در راس امور در کشور هستند.
لاریجانی افزود: تاکید مقام معظم رهبری بر برگزاری انتخاباتی آزاد به عنوان نماد مردم سالاری دینی و عدم دخالت قدرت و ثروت در مناسبات انتخابات، یادآور تاثیر ولایت فقیه در حفظ حقوق ملت بود که امام (ره) در خصوص آن گفته بودند که ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است.
رئیس مجلس ادامه داد: دستگاه اجرایی میطلبد با کمال دقت بستر صیانت از آرای مردم را فراهم آورد و مجلس نیز یک سازوکاری را در این رابطه طراحی نماید. البته مناسب است که مجلس هم سازوکاری را برای این کار (برگزاری انتخاباتی سالم) تنظیم کند.
وی همچنین از نمایندگان خواست تا در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان، نظرات رهبری را لحاظ کرده و هرچه سریعتر برای بررسی مجدد آن را به مجلس ارائه دهند.
لاریجانی در پایان گفت: نمایندگان از توصیههای بکر رهبری سپاسگذار و از خدواند طول عمر با عزت برای حضرتشان خواستار است.
به گزارش خبرآنلاین، این گزارش اگرچه به برخی مشکلات زائران ایرانی در عراق اشاره داشت اما نتوانست نظر موافق اغلب نمایندگان را بر انگیزد. حشمت الله فلاحت پیشه نماینده اسلام آباد غرب یکی از نمایندگان معترض به این گزارش بود که گفت: کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم باید مشترکا با کمیسیون فرهنگی درباره ظلم به زائران در عراق و سوریه گزارشی ارائه دهد که در این باره سفرهایی انجام شده است.
به گفته وی، قرار نبود گزارش کمیسیون فرهنگی، صرفا یک گزارش سفر باشد و باید با مسئولان مربوطه هم جلساتی برگزار میشد که در این گزارش نیامده بود و هیچ اشارهای هم به مشکلات زائران در سوریه نشده بود.
فلاحتپیشه با طرح این سوال که صحیح است همه مشکلات به حساب عراقیها گذاشته شود؟، ادامه داد: واقعا ما در ایران هیچ مشکلی برای اعزام زائران نداریم؟ در بی ثباتی در تصمیم گیری مسئولان داخلی در مرزها، مقصر کیست؟ وزارت خارجه ما آنجا چه کاره است که زائران ما که سود اقتصادی برای عراق دارند، با بدترین شرایط باید سفر کند؟
وی ادامه داد: چه کسانی از این وضعیت سود میبرند؟، انحصاری بودن ارائه خدمات به زائران از سوی برخی شرکتهای داخلی به چه دلیل است؟ چرا قراردادهای دو طرفه میان عراق و ایران، متناسب نوشته نشده و از سوی ایران با موضع ضعف وارد شده است؟
گفتنی است، ستارهدایتخواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی در دفاع از گزارش این کمیسیون و پاسخ به فلاحت پیشه گفت که در یک گزارش کوتاه صرفا به امهات اشاره میشود. موضوع مشکلات زائران در سوریه و لبنان را هم کمیسیون فرهنگی بررسی کرده است که در گزارش دیگری ارائه خواهد شد.

حامد احمدی: گویا رییسکلی بانک مرکزی را از جنس توجیه سرشتهاند. چنان که محمود بهمنی گاه به دفاع مطلق از سیاستهای ارزیاش برمیخیزد یا آن جا که بر خلاف تمام گفتههایش در این سالها، کاهش نرخ سود بانکی را باعث کاهش تورم میداند، آن چنان استدلالهایی را مطرح میکند که شنونده ناشی را با خود همراه میکند.
حالا آقای رییسکل بر خلاف گفتههای تنها دو ماه پیشش آسمان و ریسمان به هم میبافد تا اشتباهات خود را توجیه کند. او که آن زمان به شدت از کاهش نرخ سود سپردهها دفاع میکرد و آن را به نفع اقتصاد کشور میخواند، حالا به گفتههای کارشناسی روی میآورد تا موضوع مبرهنی که کارشناسان از ماهها پیش نسبت به آن هشدار داده بودند را تکرار کند و خبر میدهد که گزارشی آماده کرده تا به شورای پول و اعتبار ارائه کند و بر اساس آن مصوبه افزایش نرخ سود سپردهها را بگیرد. آنجا که به خبرگزاری ایسنا میگوید: " فکر میکنم با تصویب افزایش نرخ سود سپردههای بانکی در شورای پول و اعتبار نقدینگی به سمت بانکها میآید. چون نقدینگی سرگردان به سمت سفتهبازی میرود و موضوعاتی که امروز در بازار ارز شاهد هستیم، به همین دلیل بوده است."
البته بهمنی یک بار خواست تا این مسئولیت را از خود دور کند و گفت که به عنوان رییس شورای پول و اعتبار تنها یک رای دارد.
در هفتههای پس از اعلام کاهش نرخ سود سپردههای بانکی، شبح سرگردان نقدینگی که حاصل تبدیل سپردههای بلندمدت به کوتاهمدت بود به بازار سکه سرک کشید و پس از اینکه این بازار را جنزده کرد به بازار ارز رفت و حالا در کمین مقصد بعدی که احتمالا بازار مسکن است نشسته. تا پیش از این شاید بانک مرکزی از افزایش نرخ سکه و تلاطم بازار ارز ناخشنود نبود اما در جایی که موضوع مسکن وارد میشود که ارتباط مستقیم با معیشت مردم دارد، دیگر مقاومت تصمیمگیران اقتصادی میشکند و سعی میکنند آبی که از جوی نظام بانکی رفته و قطعا به دریاچه تولید کشور نریخته را دوباره بازگردانند. اینکه این آب بازگردد یا خیر خود محل بحث است.
یکی باید از اقای رییسکل سئوال کند تاوان تصمیمهای غیرکارشناسی واضح که همگان یکصدا نسبت به غلط بودن آن هشدار میدهند را جز مردم باید پرداخت کنند؟
تصمیمات غیرکارشناسی که مدیران عامل بانکهای خصوصی را با وجود تمام محافظهکاریهای آزارندهشان به کار نوشتن نامههای بلندبالا میکشاند و دو ماه از سال اقتصادی کشور را با حاشیههای بیهوده همراه میکند.

نسرین وزیری: این نماینده تهران که آخرین هفته اردی بهشت ماه مهمان کافه خبر بود، برخی رفتارهای رئیسجمهور را غیرمعقول و تعجب برانگیز خواند و گفت: تصمیمات متغیر دولت در اداره کشو ر دائما تنش را به جامعه پمپاژ میکند.
او که معتقد بود احمدینژاد روحیه ناآرامی دارد و میخواهد به تنهایی به مدیریات کشور بپردازد، افزود: احمدینژاد از قلمرو وظایف ریاستجمهوری بسیار فراتر می رود و خودش را محدود به وظایف ریاست جمهوری نمی داند. اگر هم گاهی رئیس جمهور از مواضعش عقب نشسته، برای این بوده که احساس کرده شرایط دیگر به او اجازه نمی دهد که موضعش را ادامه دهد.
مصباحی مقدم در بخشی از این مصاحبه گفت که «برای مجلس دشوار نیست که از رئیسجمهور سوال کند اما مصلحت سنجی میکند». به گفته وی، گاهی که طرح سوال از رئیس جمهور، حاد می شود نشان دهنده آن است که شرایط به نقطه جوش رسیده است که اقدامات رئیسجمهور دیگر برای مجلس غیرقابل تحمل شده است.
«حمایت اصولگرایان از نامزدی احمدینژاد به منزله اصلح بودن او نیست»، « اینکه رئیسجمهور در دوران دورکاریش گفته است، آرایش به 35 میلیون افزایش یافته، خام اندیشی است»، «احمدینژاد و مشایی یک روح در دو بدن هستند» و «تبعیت احمدینژاد از مشایی به خاطر آن است که مواضع او را میپسندد»، از دیگر تیترهایی بود که میشد برای بخش دوم مصاحبه این عضو جامعه روحانیت مبارز برگزید.
بخش نخست این مصاحبه در خصوص فعالیتهای انتخاباتی در آستانه انتخابات مجلس نهم را ایــــنــــجـــا بخوانید.
و اکنون ادامه گفتوگوی خبرآنلاین در کافه خبر با این نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پیش روی شماست:
تعامل میان دولت و مجلس از جمله مواردی است که بارها مورد تاکید دو قوه قرار گرفته است اما به نظر میرسد که رویکردها به آن متفاوت است. کما اینکه مجلس در موارد زیادی به خاست دولت عمل کرده اما در عوض با واکنش هایی از سوی دولت مواجه شده که چندان منطبق بر مصوبات مجلس نبوده است. به همین دلیل برخی معتقدند که مجلس از برخی حقوق خود در این زمینه گذشته است. نظر شما درباره نحوه تعامل مجلس با دولت چیست؟
در دوره مجلس هشتم، تعامل زیادی را مجلس در مقابل دولت داشته است. شواهد آن هم فهرست طولانیای است. از رای اعتماد به وزرای پیشنهادی که اگرچه به نظر میرسید 7-8 نفر از آنها رای نمیآورند تا موارد متعدد دیگر. در مورد وزرای کابینه دهم با اشاره لطیف مقام معظم رهبری نمایندگان به وزرای معرفی شده رای دادند. توصیه رهبری به این بود که اگر ایشان تصمیم گیر بودند، به همه آنها رای میدادند. لحن کلام ایشان یک مطالبه از مجلس نبود چه رسد به امر حکومتی، اما مجلس اطاعت کرد. در مورد استیضاح وزرا هم مجلس رعایت مصالح دولت را کرد. کما اینکه در مورد هدفمند کردن یارانهها هم چند بار روند تصویب قانون را متوقف کردیم تا نظرات دولت را بشنویم و آنچه را منطقی میبینیم بپذیریم.
این تعامل اصلا به معنای پیروی مجلس از دولت یا شخص رئیسجمهور نیست. کما اینکه شاید برخی چنین برداشتی بکنند. اما مجلس از موضعی مستقل وارد همکاری شده و هر جا منطق اقتضا کند و در مواضع دولت و شخص رئیسجمهور دلایل روشنی وجود داشته باشد تامل میکند و با دولت همراهی میکند و هر جا منطق اقتضا نکند محکم بر مواضع خود میایستد.
این بالاترین همکاری مجلس با دولت است. اما رئیس جمهور اعتقادش بر این نیست که مجلس باید در راس امور و مستقل باشد. حتی نقلی هم کردهاند که «لعنت بر بنیانگذار تفکیک قوا»! البته لابد منظورشان منتسکیو بوده است. این گفتار و رفتار ایشان نشان دهنده یک روحیه و رویهای است که به تصور خودشان شاید با انگیزه خدمت به ملت باشد، اما خود محوراست. آن روحیه این است که ایشان این توانایی را دارد که با سرعت بیشتری کار کند ولی وجود قوه مقننه مانع از این سرعت است. منطق دیکتاتورها هم همین است که میگویند، کافی است کشو را به ما بدهند و از ما بخواند که تمام توانمان را در راه پیشرفت کشور به کار بگیریم. رضا خان هم شاید همین منطق را داشت و در خارج از کشور هم کسانی مشی دیکتاتورماآبانه داشته و دارند البته تصورشان این است که وجودشان را وقف کشورشان میکنند.
این را باید بگویم که روش اداره کشور ما نه پارلمانی صد در صد و نه ریاستی صد درصد است. بلکه ترکیبی از این دو است. ولی جایگاه پارلمان، اول است. برای همین است که پارلمان میتواند رئیس جمهور را استیضاح کند ولی رئیسجمهور هرگز نمیتواند مجلس را منحل کند. کشور بدون رئیسجمهور (چه به دلیل استیضاح چه فوت و چه استعفای رئیسجمهور) هم می تواند اداره شود ولی کشور بدون مجلس نمیتواند اداره شود. این نشان دهنده جایگاه معتبر مجلس است.
این موارد در دیدگاه امام(ره) و مقام معظم رهبری هم دیده شده است که مجلس را در راس امور میدانند. با این حال چرا رئیسجمهور به جایگاه مجلس بیتوجهی میکنند؟
همینطور است. هم امام(ره) مجلس را در راس امور می دانستند و هم رهبری معظم انقلاب تاکید کردهاند که مجلس ریلگذار و دولت لوکوموتیو حرکتکننده در آن است و یا اینکه مجلس نرمافزار کار را تهیه میکند و دولت سخت افزار آن است. جایگاه این مفاهیم خیلی روشن است. اما رئیسجمهور زیر بار چنین جایگاهی نمیرود و میخواهد مجلس لوایح وی را یا صد در صد بپذیرد یا رد کند یا اصلاحات در آن محدود باشد. اما اگر مثلا مجلس لایحه بودجه یا لایحه برنامه را رد کند چه اتفاقی میافتد؟ دولت بدون بودجه یا برنامه میتواند کار کند؟
دولت به مجلس اعتراض میکند که لوایحش را به طرح تبدیل کرده است. به فرض که اینگونه باشد مگر مجلس حق تدوین و تصویب طرح را ندارد؟ این روش در سی سال گذشته وجود داشته است. اما هیچ یک از روسای جمهور گذشته اعتراضی به نحوه رفتار مجلس نداشتند. اما ایشان به مجلسی که خودش برگزار کننده انتخاباتش بوده است و بارها در توصیف این مجلس متواضعانه سخن گفته است، برخی حرفهایی میزنند که...
مثل حرفی که اخیرا زدهاند و گفتهاند که رئیسمجلس خودش را عین قانون میداند و ....
بله. این مواضع ایشان تعجب آور است که میخواهد همه چیز در اختیار خودش باشد. کما اینکه نحوه رفتارش با وزرا هم همینطور است. رئیسجمهور به گونهای با وزرایش برخورد میکند که گویی مشاوران او هستند. ما در جهان دو نوع ساختار داریم. یکی اینکه در برخی جاها وزرا مشاور رئیسجمهور هستند مثل آمریکا. اما در ایران اینگونه نیست و وزیر minister است و مسئول اول حوزه وزارت، اوست که باید برای انجام امور نظر دهد و حرفش بر کرسی بنشیند و بعد هم در برابر مجلس پاسخگو باشد. اما آقای احمدینژاد چنین رویکردی به وزرایش ندارد.
شاید به خاطر این است که آقای احمدی نژاد میخواهد از حداکثر اختیارات قانونی خود استفاده کند. چه در انتخاب معاون اول یا مسئول دفتر و چه در عزل وزیر اطلاعات یا عزل یک روزه سه وزیر. شاید ایشان نمیخواهند به تعبیر آقای خاتمی برسند که گفته بود «دولت تدارکاتچی بین قوا شده» و حتی لایحه تبییت اختیارات ریاست جمهوری را ارائه داد.
اصلا مخالف استفاده از حداکثر اختیاراتش نیستیم. اما گاهی نحوه رفتار ایشان معقول نیست و تعجب برانگیز است. ما اینگونه رفتارها را در دولت های گذشته نداشتیم. مثل اینکه وزیر امور خارجه در سفری رسمی مشغول مذاکره است اما رئیسجمهور میزبان وی یکباره به او می گوید که شما از این پس مهمان ما هستید نه وزیر!
ما شاهد تصمیمات ایشان در مورد تغییرهای مکرر رئیس کل بانک مرکزی هم بودیم که خوشبختانه الان به سمت ثبات میرود.
نظر نهایی مجمع تشخیص مصلحت درباره ترکیب هیات مدیره و انتخاب رئیس کل بانک مرکزی اعلام شد؟
نه، ولی تصمیم مجلس در این زمینه بی ثباتی در تغییر پیاپی رئیسکل بانک مرکزی را از میان برد و این نهاد را به سوی ثبات سوق داد.
ایراد مجلس به تحولات نسنجیده و تزریق بی ثباتی به کشور است. همین الان اگر قرار باشد سه وزیر تغییر کنند، این وزارتخانه ها بلاتکلیف خواهند شد. این نحوه اداره کشو ر دائما تنش را به جامعه پمپاژ می کند. ما معتقدیم که باید رفتار دولت متعادل باشد.
بارها برای ایجاد این تعادل در رفتارهای دولت، به شخص رئیسجمهوراز سوی نمایندگان تذکر داده شده است. حتی شاید در جلسات خصوصی روسای قوا هم به این مساله اشاره شده باشد. واکنش ایشان به این تذکرات و نصایح دلسوزانه چیست؟
ایشان غالبا بر مواضع خودش اصرار ورزیده و اگر گاهی عقب نشسته، برای این بوده که احساس کرده شرایط دیگر به او اجازه نمی دهد که موضعش را ادامه دهد. البته شاید گهگاهی به ندرت، این توصیهها به اصلاح امور از سوی دولت منجر شده باشد؛ اما جریان غالب این نیست.
مثلا با اینکه شورای نگهبان در همین قضیه ادغام وزارتخانهها تفسیر قانونی ارائه داد که باید مورد تبعیت رئیس جمهور باشد، اما میبینیم که ایشان به دنبال ارائه این تفسیر و جلسه مشترکی که با رئیسمجلس در خدمت مقام معظم رهبری داشته و خبر این است که معظم له هم فرمودهاند مبنای عمل دولت باید تفسیر شورای نگهبان باشد؛ باز هم ایشان با سه وزیر تودیع می کند.
این نشان دهنده روحیه خود محوری ایشان است که قانون را هم آنطور که مایل است تفسیر و اجرا می کند، که این دیگر قانون نیست و اراده شخص رئیسجمهور است. حتی فرض بر نیات خیرخواهانه ای پشت این رفتار، باز هم این رفتار به نفع ملت نیست. چون نفع ملت، در حرکت جمعی است نه اقدام فردی. همانطور که ملت، رئیس جمهور را برای اجرا انتخاب کرده است، اما مجلس را هم برای قانون گذاری و نظارت انتخاب کرده است و رئیسجمهور باید به نظارت مجلس تن دهد.
در طول دو دولت آقای احمدینژاد چندین بار بحث سوال از رئیسجمهور مطرح شد و حتی در مسائل اخیر، شدت هم یافت. اما متوقف شد که روایات مختلفی از این توقف وجود دارد. چرا طرح سوال از رئیسجمهور به سرانجام نمیرسد؟ چه مصلحت سنجیهایی لحاظ میشود؟ به قول نمایندگان مجلس، چه موضوعی بالاتر از ولایتمداری وجود دارد که طرح سوال از رئیسجمهور حتی برای تاکید بر جایگاه ولی فقیه نیز متوقف شد؟
سوال از رئیسجمهور از ملاحظاتی است که مجلس دارد ولی رئیسجمهور ندارد ولی مجلس، مصلحت سنجی میکند. برای مجلس دشوار نیست که از رئیسجمهور سوال کند. کما اینکه بسیاری از نمایندگان هم از رئیسجمهور سوال دارند. رئیسجمهور نقاط رفتاری متعددی دارد که مجلس میتواند به استناد به آنها، دست به سوال بزند. این نوع موارد کم نیست. اما مجلس ملاحظه میکند. ملاحظه مجلس هم از جنس ملاحظه عمومی ملت است. مجلس معتقد است که در شرایط حاضر با توجه به مسائل منطقهای و بینالمللی باید ایجاد آرامش کرد. مردم هم از دولت و مجلس انتظار درگیری ندارند. طرح سوال یک اقدام سیاسی است و تا مدتی فضای تنش را در جامعه پدید می آورد.
گاهی که طرح سوال از رئیس جمهور، حاد می شود نشان دهنده آن است که شرایط به نقطه جوش رسیده است که اقدامات رئیسجمهور دیگر برای مجلس غیرقابل تحمل شده است. مثل عدم تمکین رئیسجمهور در مقابل نظر مقام رهبری در خصوص وزیر اطلاعات. این یک نقطه جوش بود که مجلس تحملش به پایان رسید و می خواست دست به اقدام بزند. ولی باز هم مصلحت سنجیها مانع شد و گفته شد که فعلا دست نگه دارید، شاید رئیسجمهور در مقابل دستور مقام معظم رهبری کوتاه بیاید و تمکین کند و با تدبیر رهبری مساله حل شود، که شد.
بله، ولی دو هفته بعد، این بحث ادغام وزارتخانهها پیش آمد و با وجود تشکیل جلسه سران دو قوه در محضر رهبری انقلاب، باز هم ایشان بر موضع شخصیشان اصرار ورزیدند.
بله. این مساله به همان روحیه رئیسجمهور بر می گردد که روحیه نا آرامی است و میخواهد مدیریت کشور را به تنهایی و شخصا به عهده بگیرد و شاید حرفی نداشته باشد که وظایف قوه قضاییه را به او بدهند تا به خیال خودش، با هزینه کمتری آن را اداره کند!
ایشان از قلمرو وظایف ریاستجمهوری بسیار فراتر می رود و از این جهت گاهی سخنانی را مطرح می کند یا دست به اقداماتی می زند که نشان می دهد، ایشان خودش را محدود به وظایف ریاست جمهوری نمی داند.
شما به روحیه خود محوری آقای احمدینژاد اشاره کردید اما برخی افراد معتقدند که ایشان تحت تاثیر برخی نزدیکانشان در دولت هستند و به اصطلاح از آنها خط میگیرند. این دو تعبیر با یکدیگر متناقض است. اینطور نیست؟
من هم تغییر مواضع جدی در رئیسجمهور را به نسبت دولت قبلی ایشان میبینم. از دوره اول ریاستجمهوری ایشان تا امروز گاهی شاهد گردش 180 درجهای مواضع ایشان هستیم. بسیار بعید است که چنین چرخشی از درون شخصیت رئیسجمهور پدیدار شده باشد.
مثلا در خصوص مواضع ایشان در خصوص اسلام، نظام جمهوریاسلامی و مکتب ایرانی و شخص ولی فقیه. ایشان در انتخابات ریاستجمهوری نهم و در دولت نهم بسیار پررنگ و قوی بر مواضع اسلامی و انقلابی تاکید میکردند اما الان مواضعشان کمرنگ شده است.
این احتمال هست که ایشان تحت تاثیر کس دیگری باشد که چنین موضعگیریهایی می کند. چون می بینیم ابتدا آقای مشایی بعضی حرفها را می گوید و بعد رئیسجمهور آن را تکرار میکند، و می گوید که موضع او هم هست، بعید نیست که او تحت تاثیر مشایی باشد. اما با روحیه خودمحوریای که از او میشناسم، این خودمحوری با این تبعیت منافات دارد. البته معلوم میشود که اگر این تبعیت هست، پس زمینه مستعد آن هم در شخص وی وجود دارد و خود او هم این حرفها را می پذیرد که می پسندند و اینها را تایید می کند.
برخی می گویند که احمدینژاد خلقالساعه برخی مواضع را اتخاذ نمیکند و رگههایی از این تصمیمات در دولت قبل هم دیده میشد. چرا پیش از این اصولگرایان نسبت به این رگههای انحرافی در دولت که اخیرا به خرافهگرایی هم کشیده شده، اعلام خطر نکرده و مانع از رشد آن نشده بودند و باز هم از آقای احمدینژاد حمایت کردند؟
اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم، دست به یک انتخاب زدند. این انتخاب به معنی این نبود که بی هیچ مناقشهای او را گزینه اصلح میدانستند. بلکه او را بهتر از دیگران میدانستند. این رویکرد در انتخابات ریاست جمهوری دهم بیشتر هم شد. آن هم به خاطر اقدامات مثبت ایشان در دولت اولشان بود. البته بسیاری از اصولگرایان از همان دولت نهم هم انتقادات جدیای به عملکرد آقای احمدینژاد داشتند.
در جلسهای از جامعه روحانیت مبارز که به بحث انتخابات ریاست جمهوری دهم و کاندیداتوری آقای احمدینژاد و موسوی مربوط بود، من مسالهای را مطرح کردم که بد نیست الان آن را رسانهای کنم. آن زمان هنوز حضور آقای موسوی قطعی نبود ولی من معتقد بودم که او چندین نقطه ضعف دارد. از جمله اینکه توتالیتر است و دولتگرا و دولت سالار است و همه اقتصاد کشور را میخواهد در دولت تجمیع کند. این مساله هم منجر به ناسازگاری دولت با دیگر نهادها میشود. کما اینکه در دوره نخست وزیریاش نیز چنین مسالهای را با رئیسجمهور وقت، مقام معظم رهبری داشت. انتقاد دیگر من به نامزدی موسوی در این بود که او طیف وسیعی را پشت سر خود خواهد داشت که انتظارات متنوعی دارند. از نهضت آزادی تا مشارکت و مجاهدین و کسانی در داخل و خارج. انتظارات آنها از رئیس جمهور، اداره کشور بر اساس قانون و زیر چتر رهبری نبود و این به یک چالش میرسد.
نقل است که ابومسلم خراسانی پس از فتح بغداد، به امام صادق(ع) نامه نوشت و از ایشان خواست تا رهبری آنها را بر عهده بگیرد. اما امام نامه وی را سوزاندند. یکی از یاران ایشان پرسید: چرا این کار را میکنید؟ و امام صادق پاسخ دادند که او از مردان ما نیست و هیچ ارتباطی میان ما نبوده و او این قیام را برای ما نکرده است.
من هم در همان جلسه به اعضای جامعه روحانیت مبارز هر یک سابقه سیاسی 40-50 ساله دارند، گفتم که آیا طی این 20 سال کنارهگیری آقای موسوی، ایشان با شما تماسی داشتهاند یا مشورتی خواستهاند؟ مشخص شد که ارتباطی نبوده و او حتی در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مرتب شرکت نمیکرده و هیچ موضع جدیای هم در مورد مسائل این 20 سال نداشت. من به دلیل این رویکرد ایشان معتقد بودم که نباید از ایشان حمایت کنیم و همان تعبیر امام صادق(ع) را هم یادآور شدم. از سوی دیگر آقای محسن رضایی هم رای زیادی نداشت. بنابراین ما فقط یک گزینه داستیم؛ آن هم آقای احمدینژاد بود. فقط بحثمان بر این بود که با توجه به انتقاداتی که نسبت به ایشان داریم، حمایتمان را از او اعلام کنیم یا نکنیم. برای همین هم رای گیری شد.
یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز با تعجب از من پرسید که چرا با وجود انتقاداتی که به رویکرد اقتصادی دولت احمدینژاد دارم باز هم معتقد به حمایت از او در انتخابات هستم؟ و من پاسخ دادم که با همه خون دلهایی که از رویکرد اقتصادی دولت میخورم، باز هم معتقدم که نظام ما به مثابه یک هواپیماست که خلبان آن رهبری و رئیسجمهور کمک خلبان اوست. از این رو باید بین خلبان و کمک خلبان یک هماهنگی کامل وجود داشته باشد. چون هر ناسازگاریای در این زمینه منجر به تلاطم در هواپیما میشود.
من معتقد بودم که با وجود احمدینژاد -با توجه به کارکردش در دولت نهم- چنین تلاطمی را در کابین خلبان نخواهیم داشت. اما هرگز تصور نمیکردم، که او بگونه دیگری ظاهر شود. اگر ما به او رای دادیم، به این معنی نبود که او نامزد ایدهآلی است. البته ایشان گفتهاند که حتی اگر احزاب و روحانیت هم از من حمایت نمیکردند، من رای میآوردم. اما این یک خواب و خیال است! اگر کسی چنین تحلیلی دارد، معلوم است که نه ملت ایران را میشناسد و نه از کارکرد علما و روحانیت و جمعیتها و گروههای سیاسی با نفوذ در مردم چیزی میداند. اگرچه آقای احمدینژاد گاهی با بیمهری با مراجع تقلید برخورد کردند اما اگر همین مراجع به صورت جدی، مخالفتشان را با دولت اعلام کنند، او خواهد دید که دیگر نمیتواند کشور را اداره کند.
تذکرات و ابراز نگرانیهای زیادی از سوی همین مراجع، نمایندگان مجلس و چهرههای سیاسی نسبت به نفوذ جریان انحرافی در دولت و تاثیر پذیری رئیسجمهور از آنها میشود. چرا با این وجود آقای احمدینژاد به حفظ این چهرهها در دولت اصرار دارند و مثلا از معاون اولی، به مسئول دفتری منتقلشان میکنند یا اینکه معاونت اجرایی را به یکی از همین چهرهها میسپارند؟
آقای احمدی نژاد صحبتهایی تا کنون داشته است که نشان داده او شخصیتش را نمیتواند از شخصیت مشایی جدا کند. آقای علمالهدی نسبت به آقای مشایی تعبیر به «بیّنالغی» میکند و آیتالله مصباح یزدی هم که از بزرگترین حامیان رئیسجمهور بودند از جریان مشایی تعبیر به «فراماسونهای جدید» میکند. اما رئیسجمهور در گلایههایی که با برخی شخصیتها داشته است، میگوید که تمام حملات متوجه من است! او خودش را جای مشایی می گذارد که گویی یک روح در دو بدن هستند. شاید علت اینکه نمیخواهد از مشایی فاصله بگیرد، همین است.
در داستان «ملت اسرائیل» وقتی مشایی بر حرف خود اصرار کرد، آقای رئیسجمهور هم گفت که حرف مشایی، حرف من و دولت است. تا اینکه مقام معظم رهبری در نماز جمعه این حرف را اصلاح کردند و فرمودند که نظام جمهوری اسلامی، چیزی به عنوان «ملت اسرائیل» را به رسمینت نمیشناسد. در تعبیر مکتب ایرانی هم شاهد پیروی رئیس جمهور از اظهارات مشایی هستیم. رئیسجمهور در چند سخنرانی اگرچه کلمه «مکتب ایرانی» را بکار نبرد اما همان مفهوم را بارها در سخنانش آورد. حتی در پنج سخنرانی در کرمانشاه یکبار نام اسلام را نیارود اما بارها از ایران و فرهنگ ایرانی سخن گفت. ما مخالف تاکید درباره ایران و جایگاه ایران نیستیم. اسلام هم در ایران جایگاه اصلی خود را یافت. منکر عجین شدن فرهنگ ایرانی با فرهنگ اسلامی هم نیستیم. استاد شهید مطهری هم در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به ارتباط محکم میان این دو اشاراتی داشتهاند.
اما تاکید بر ایران و مکتب ایرانی، به نحوی مستقل از اسلام، نشان از یک نقطه عزیمت انحرافی دارد. اما رئیسجمهور حرفهای مشایی را تکرار کرد. من هم معتقدم که احمدینژاد تحت تاثیر مشایی است اما زمینه لازم را برای این اثر پذیری دارد.
نفرمودید که چرا رئیسجمهور به حفظ آقای مشایی اصرار دارند. اینکه به نقل از ایشان میفرمایید که معتقدند هدف از حمله به مشایی، خود ایشان است، یعنی رئیسجمهور نگرانند که با حذف مشایی، فردی که مورد آماج انتقادات قرار میگیرد، خود ایشان هستند؟
نمیدانم چنین نگرانیای دارند یا نه، ولی ایشان، حمله به مشایی را حمله به خودش تلقی میکند. چون میگوید که افکار او افکار من است. شاید هم میخواهد بگوید که مشایی تحت تاثیر اوست، که البته این با روحیه وی بیشتر میخواند!
آنها که میخواهند این دو نفر را از هم جدا کنند، می گویند رئیسجمهور تحت تاثیر مشایی است و اگر آنها را از هم جدا کنیم خود رئیسجمهور فرد قابل قبولی است. البته این افراد به دنبال جلوگیری از ایجاد یک تنش در کشور و آثار نامطلوب آن در منطقه هستند.
جریان انحرافی را یک پدیده مستمری می دانید که نتایج آن را در دهههای بعد خواهیم دید یا اینکه یک جریان گذرا و بی تاثیر است؟
به نظرم این یک جریان گذراست و ماندگار نیست. چون بی ریشه است و ریشه عمیقی در کشور و نظام ما ندارد. رفتار آنها یک انگیزه تبلیغاتی و انتخاباتی دارد؛ کدهایی هم میتوان داد. مثلا تحلیل آقای مطهری از اینکه مشایی به دنبال جذب 13 میلیون رای موسوی است، تحلیل درستی است. کما اینکه به نظر میآید بخشی از آن سبد رای هم به سوی آنها متمایل شده است. اینها میخواهند در انتخابابت بعدی، رای خاکستری و رای رقیب را هم برای خودشان برانگیزند. گفتوگوهایی هم که رئیسجمهور در مدت دورکاریش با برخی افراد داشته نیز گفته است که «من الان 35 میلیون رای دارم»! یعنی 10 میلیون از آرای مخالفان هم به آرای ایشان اضافه شده است.
اما این یک خام اندیشی است. چون اگر به فرض هم که چنین باشد، آنها به دنبال ابزاری برای مقابله با ارزشها و اصول هستند. نه اینکه بگویم، 13 میلیون نفری که به میرحسین موسوی رای دادند، خدای نکرده به دنبال نفی ارزشها بودند. اما اندک افرادی که قصدشان از حمایت از موسوی، نوعی تغییر در رفتار نظام بود، اگر هم به احمدینژاد روی بیاورند به عنوان یک ابزار به او می نگرند. نه اینکه عمیقا دنبال او باشند و اصولی پیگیر رفتار او باشند و اهل ریسک هم نیستند و اگر نیازی به آمدن به میدان باشد، نخواهند آمد.
البته این را هم بگویم، او که به دنبال آرای آن طرف بود، به همین نسبت هم آرای این طرف را از دست داده است.
با وجود چنین رویکردهایی در دولت، چرا اصولگرایان هنوز از آقای احمدینژاد حمایت میکنند؟
اگر اصولگرایان طی 6 سال گذشته با مشاهده برخی انحرافها در دولت، در مقابلش موضعگیری محکمی نکردند به خاطر این بود که آن را شذوذات رفتاری میدانستند نه یک جریان آفرینی و برای همین هم در مقابلش اغماض کردند.
فکر نمیکنید آثار و تبعات این شذوذات رفتاری را 10-15 سال بعد ببینیم؟
نه. از دوره خدمت آقای احمدینژاد فقط دو سال باقی مانده که انشالله به سلامتی باید طی شود. به گونهای که او هم رئیس جمهور باقی بماند و هم تنشی بین ایشان و بخشهای نظام بوجود نیاید.
/

به گزارش خبرآنلاین، ورودی که متفاوت با سفرهای استانی پیشین رئیس جمهور بود. محمود احمدینژاد در بدو ورود از سوی استاندار و مقامات ارشد استان مورد استقبال قرار گرفت اما از دیدار عمومی با مردم و حرکت در میان شهر خبری نبود.

طرح از حسین صافی
خبرگزاري فارس: يك استاد دانشگاه گفت: تفاوت بنيادي نگرش غرب با اسلام در خصوص مسئله زن اين است كه غرب زنانگي زن را سركوب و براي زنان مشاغل مردانه را مطرح ميكند و تساوي زنان را در رسيدنشان به جايگاه مردان ميداند.

خبرگزاري فارس: يك خبرگزاري آمريكايي در گزارشي به بررسي دلايل ايستادگي سرسختانه سعوديها در برابر انقلابهاي منطقه و اقداماتي كه واشنگتن بايد اتخاذ كند، پرداخت.

خبر از این قرار بود که وزارت علوم از این به بعد می خواهد جایگاه های خالی دانشگاه ها را به فروش
برساند و کسانی که از طریق کنکور به دانشگاه راه پیدا نمیکنند هر رشته ای که دلشان خواست در
هر دانشگاهی با خریدن آن جایگاه به آن دانشگاه بروند!!!![]()
اگر این خبر صحت داشته باشد آنگاه درب دانشگاه های مادر را نیز باید گل بگیرند چراکه بیس و پایه
علمی کشور تبدیل به باقالی خواهد شد.![]()
احمدی نژاد قصد دارد تیشه به ریشه نظام بزند و پایه علمی کشور را مانند اقتصاد کشور به دره نابودی
بفرستتد.![]()

مجلس - تخلفات دولت در خصوص سرپرستی وزارت نفت در آستانه ارسال به قوه قضاییه است.
به نظر می رسد تصمیم محمود احمدی نژاد برای اینکه شخصا سرپرستی وزارت نفت را بر عهده گرفته و مخالفت مجلس با این اقدام وارد مرحله جدید خود شده است.
پس از اینکه رییس جمهور در آخرین گفت و گوی زنده تلویزیونی خود اعلام کرد که بنده سرپرست وزارت نفت هستم این اظهارات با مخالفت چهره های شناخته شده بهارستان مواجه شد.
مخالفتی که سبب شد تعدادی از اعضای شورای نگهبان قانون اساسی در اقدامی پیش گیرانه و پیش از اینکه مجلس درخواست رسمی برای تفسیر قانون اساسی ارائه دهد، طبق آیین نامه داخلی این نهاد اقدام به طرح استفساریه ای کردند.
شورای نگهبان قانون اساسی نیز سرپرستی شخص رییس جمهور بر وزارت نفت را غیرقانونی اعلام و آن را خلاف اصل 135 قانون اساسی تشخیص داد.

اين ديدار در حاشيه اجلاس جي هشت رخ داد



طرح از حسین صافی
خبرگزاري فارس: نماينده وليفقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با تأكيد بر همسويي قواي سهگانه با مواضع رهبري تصريح كرد: گفتمان قواي سهگانه بايد در راستاي تدابير رهبري صورت گيرد.
حاجی مگه غیر این بوده !!!خبرگزاري فارس: رييس جمهور گفت: هر گوشهاي از دنيا كه ميرويم از ما ميخواهند كه انديشمندانمان را بفرستيم تا "مكتب اسلام " را از سرچشمه اصلي آن معرفي كنند.
خبرگزاري فارس: رئيس مجلس خبرگان رهبري گفت: انتخاب آيتالله خامنهاي به عنوان رهبر جمهوري اسلامي پس از ارتحال امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، دشمنان نظام را مأيوس كرد.